در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تمرین کردن یا مسابقه دادن در تیراندازی به اهداف سفالی پرتابشده در هوا.
To practice or compete in shooting clay targets launched into the air.
«دوست دارد هر آخر هفته با دوستان تیراندازی کند.»
“He likes to trapshoot every weekend with friends.”
«آنها به طور منظم در میدان تیر محلی تیراندازی میکنند.»
“They trapshoot at the local range regularly.”
روزمره. عمومیتر از trapshoot که مخصوص تیراندازی به اهداف سفالی است.
Everyday. More general than trapshoot, which is specific to clay target shooting.