trashed

/træʃt/
trashgarbage, waste-edpast tense marker
verb (فعل)informalpast (گذشته): trashedpast participle (مفعولی): trashed-ing (حال): trashing3rd (سوم): trashes

فعل — دور انداختن

دور انداختنویران کردنخرد کردن

دور انداختن یا به عنوان زباله رد کردن؛ به طور کامل خراب یا آسیب زدن (محاوره‌ای).

To throw away or discard as garbage; to destroy, damage, or ruin completely (informal).

«بعد از جابجایی، مبلمان قدیمی را دور انداختند.»

They trashed the old furniture after moving.

«مهمانان جشن خانه را خراب کردند.»

The party guests trashed the house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destroyویران کردن

رایج. در زمینه رسمی و محاوره‌ای برای آسیب شدید، همیشه به معنای دور ریختن نیست.

Common. Formal and informal contexts for causing severe damage; not always discarding.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000