travail

tra·vail/trəˈveɪl/
noun (اسم)formal

اسم — زحمت

زحمتمشقت

تلاش دشوار و طاقت‌فرسا؛ کار سخت و رنج‌آور.

Painful or laborious effort; hard work.

«پس از تلاش زیاد، پروژه تمام شد.»

After much travail, the project was finished.

«مادری پر از زحمت و شادی است.»

Motherhood is full of travail and joy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
toilزحمت کشیدن

رسمی. بر کار مداوم و خسته‌کننده تأکید دارد؛ معنایی مشابه اما غالباً ادبی.

Formal. Emphasizes continuous and exhausting work; similar meaning but often with a poetic or literary tone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000