traumatized

trau·ma·tized/ˈtrɔːməˌtaɪzd/
traumaa physical or emotional injury-izedmade or caused to be
adjective (صفت)common

صفت — زخمی از نظر روانی

زخمی از نظر روانیآسیب‌دیده روانی

که تحت تأثیر شوک یا آسیب شدید روانی قرار گرفته باشد

Affected by severe emotional shock or injury

«نجات‌یافته شدیداً آسیب روانی دیده بود.»

The survivor was deeply traumatized.

«او پس از حادثه دچار آسیب روانی شد.»

She felt traumatized after the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shockedشوک‌زده

رایج. معمولا کمتر شدید و ماندگار از traumatized است.

Common. Less severe or lasting than traumatized.

distressedنگران

رایج. درد یا رنج روانی را بیان می‌کند.

Common. Experiencing pain or suffering emotionally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000