trauma

trau·ma/ˈtrɔː.mə/
trau-wound or injury-maresult or condition
noun (اسم)common

اسم — ضایعه روانی

ضایعه روانیزخم روانیآسیب روانی

تجربه‌ای که باعث ناراحتی عمیق و درد روانی می‌شود و ممکن است مدت‌ها اثر داشته باشد.

A deeply distressing or disturbing experience, often causing lasting emotional pain.

«او پس از تصادف ماشین دچار آسیب روانی شد.»

He suffered trauma after the car accident.

«آسیب‌های دوران کودکی می‌تواند زندگی بزرگسالی را متاثر کند.»

Childhood trauma can affect adult life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shockشوک

رایج. معمولاً برای اضطراب شدید و ناگهانی استفاده می‌شود، اما trauma اثر طولانی‌تر دارد.

Common. Often used for sudden, severe emotional disturbance, but 'trauma' implies longer-term effects. 'She suffered trauma after the accident' vs 'She was in shock immediately after.'

injuryآسیب

اصطلاح کلی برای آسیب فیزیکی یا روانی. trauma بیشتر به آسیب روانی اشاره دارد.

General term for harm. Can be physical or emotional. 'Trauma' is more specific to emotional or psychological harm.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000