trims

/trɪmz/
trimto cut or make neat-sthird person singular verb form or plural noun
1verb (فعل)commonpast (گذشته): trimmedpast participle (مفعولی): trimmed-ing (حال): trimming3rd (سوم): trims

فعل — کوتاه کردن

کوتاه کردنمرتب کردن

مرتب یا تمیز کردن با بریدن قسمت‌های اضافی.

To make something neat or tidy by cutting away unwanted parts.

«او هر بهار پرچین‌ها را کوتاه می‌کند.»

She trims the hedges every spring.

«او مرتب ریش خود را مرتب می‌کند.»

He trims his beard regularly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدن

متداول. اصطلاح کلی برای بریدن؛ trim به معنی بریدن برای بهتر کردن ظاهر یا مرتب‌کردن است.

Common. General term for cutting; trim implies cutting to improve appearance or neatness.

2noun (اسم)commonplural (جمع): trims

اسم — تزئینات

تزئیناتحاشیه‌دهی

اقلام تزئینی که به لباس یا اشیا اضافه می‌شوند برای زیبا کردن.

Decorative items added to clothing or objects to improve appearance.

«پیراهن حاشیه‌های طلایی روی آستین‌ها دارد.»

The dress has gold trims on the sleeves.

«او تزئیناتی برای زیباسازی پرده‌ها خرید.»

She bought trims to decorate the curtains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decorationتزئین

متداول. اصطلاح کلی برای اقلام اضافه شده برای زیبایی؛ trim معمولاً به لبه‌ها یا حاشیه‌ها اشاره دارد.

Common. General term for items added for beauty; trim often refers specifically to edges or borders.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000