در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی سبک، سریع و چالاک.
In a light, quick, and nimble manner.
«او آن آهنگ را به طور سبک و روان اجرا کرد.»
“She sang the song trippingly.”
«رقصنده به شکلی سبک و چالاک روی صحنه حرکت کرد.»
“The dancer moved trippingly across the stage.”
رایج. معنی مشابه برای توصیف حرکت یا رفتار ظریف.
Common. Similar meaning describing delicate movement or manner.