trod

/trɒd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): trodpast participle (مفعولی): trodden-ing (حال): treading3rd (سوم): treads

فعل — پای گذاشتن

پای گذاشتنقدم گذاشتن

گذشته فعل tread؛ پا گذاشتن یا راه رفتن روی چیزی.

Past tense of tread; to step or walk on.

«با احتیاط روی مسیر یخ زده قدم گذاشت.»

He trod carefully on the icy path.

«گل‌ها جایی که او پا گذاشت له شدند.»

The flowers were crushed where she trod.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000