1noun (اسم)commonplural (جمع): turfs
اسم — چمنزارها
چمنزارهاتکههای چمن
جمع turf: لایهای از خاک که چمن روی آن رشد کرده و توسط ریشهها به هم متصل شده است.
Plural of turf: a layer of earth with grass growing on it, held together by the roots.
«باغبانها چمنهای جدیدی را در زمین ورزشی پهن کردند.»
“The gardeners laid down new turfs on the sports field.”
«آنها با دقت تکههای چمن مربعی را برای پیوند زدن بریدند.»
“They carefully cut out square turfs for transplantation.”
2verb (فعل)commonpast (گذشته): turfedpast participle (مفعولی): turfed-ing (حال): turfing3rd (سوم): turfs
فعل — چمن میپوشاند
چمن میپوشاندچمنکاری میکند
شکل سوم شخص مفرد زمان حال فعل turf: پوشاندن با چمن یا پهن کردن چمن.
Third person singular present tense of turf: to cover with turf or lay out turf.
«او هر بهار لکههای لخت چمن خود را با چمن میپوشاند.»
“He turfs the bare patches in his lawn every spring.”
«باغبان با دقت باغچههای جدید را چمنکاری میکند.»
“The landscaper turfs the new garden beds with care.”