turn around

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

turn a·round/ˌtɜrn əˈraʊnd/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برگشتن

برگشتندور زدن

چرخیدن تا رو به جهت مخالف قرار گرفتن.

To move so as to face the opposite direction.

«وقتی نامش را شنید، برگشت.»

“She turned around when she heard her name.”

«برگرد و پشت سرت را نگاه کن.»

“Turn around and look behind you.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بهبود بخشیدن

بهبود بخشیدناحیا کردن

یک سازمان یا وضعیت ناموفق را دوباره موفق کردن.

To make a failing organization or situation successful again.

«مدیر جدید شرکت را احیا کرد.»

“The new manager turned the company around.”

«آن‌ها پروژه را سریع بهبود دادند.»

“They turned the project around quickly.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000