turn in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌtɜrn ˈɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تحویل دادن

تحویل دادنارائه دادن

کار یا چیزی را به شخص یا جای تعیین‌شده تحویل دادن.

To give work or an item to the person or place that should receive it.

«تکلیفت را تا جمعه تحویل بده.»

“Turn in your homework by Friday.”

«او نشانش را تحویل داد.»

“He turned in his badge.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — به رختخواب رفتن

به رختخواب رفتنخوابیدن

برای شب به رختخواب رفتن.

To go to bed, especially for the night.

«خسته‌ام، پس زود به رختخواب می‌روم.»

“I am tired, so I will turn in early.”

«آن‌ها بعد از نیمه‌شب به رختخواب رفتند.»

“They turned in after midnight.”

3phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — لو دادن

لو دادنبه مقام مسئول معرفی کردن

کسی را به پلیس یا مقام مسئول معرفی کردن.

To report someone to the police or another authority.

«او را به پلیس معرفی کرد.»

“She turned him in to the police.”

«یک نفر دزد را به پلیس معرفی کرد.»

“Someone turned in the thief.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000