turn into a pumpkin

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

turn in·to a pump·kin/ˌtɜrn ˈɪntu ə ˈpʌmpkɪn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مجبور به رفتن شدن

مجبور به رفتن شدنمهمانی را ترک کردن

مجبور بودن در ساعت مشخص و معمولاً دیر، مهمانی یا تفریح را ترک کنی.

To have to leave or stop enjoying oneself at a particular late time.

«باید نیمه‌شب مهمانی را ترک کنم.»

“I have to turn into a pumpkin at midnight.”

«او پیش از تمام شدن مهمانی مجبور شد برود.»

“She turned into a pumpkin before the party ended.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000