turn out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tɝn aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از آب درآمدن

از آب درآمدنشدن

سرانجام به شکل خاصی از آب درآمدن.

to happen or develop in a particular way

«سفر بهتر از انتظار از آب درآمد.»

“The trip turned out better than expected.”

«در نهایت همه‌چیز خوب شد.»

“Everything turned out fine.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حاضر شدن

حاضر شدنگرد آمدن

برای یک رویداد حاضر شدن یا جمع شدن.

to attend or gather for an event

«هزاران نفر برای کنسرت حاضر شدند.»

“Thousands turned out for the concert.”

«افراد کمی برای رأی دادن حاضر شدند.»

“Few people turned out to vote.”

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تولید کردن

تولید کردنبیرون دادن

چیزی را، به‌ویژه در مقدار زیاد، تولید کردن.

to produce something, especially in large quantities

«کارخانه هر روز هزاران قطعه تولید می‌کند.»

“The factory turns out thousands of parts daily.”

«او می‌تواند سریع یک گزارش خوب آماده کند.»

“She can turn out a good report quickly.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000