twigs

/twɪɡz/
noun (اسم)commonplural (جمع): twigs

اسم — شاخه‌های کوچک

شاخه‌های کوچکریز شاخه‌ها

شاخه‌های کوچک و نازک که از درخت یا بوته رشد می‌کنند.

Small thin branches growing from a tree or bush.

«او شاخه‌های کوچک برای آتش جمع کرد.»

She collected twigs for the fire.

«پرنده روی شاخه باریک نشست.»

The bird sat on the thin twig.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sprigsشاخه‌های کوچک

رایج. شاخه‌های کوچک با تأکید بر ظاهر تزئینی یا تازه، با twig هم‌پوشانی دارد.

Common. Emphasizes small decorative or fresh plant parts, can overlap with twigs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000