twiddle

twid·dle/ˈtwɪdəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): twiddledpast participle (مفعولی): twiddled-ing (حال): twiddling3rd (سوم): twiddles

فعل — وررفتن

وررفتنچرخاندن

چرخاندن یا پیچاندن چیزی با انگشتان به‌گونه‌ای که نشان‌دهنده اضطراب یا حوصله سربری باشد.

To twist or rotate something with fingers in a way that shows nervousness or boredom.

«او هنگام فکر کردن قلم را وررفت.»

He twiddled the pen while thinking.

«او استرس‌زده انگشتانش را وررفت.»

She twiddled her thumbs nervously.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fiddleوررفتن

غیررسمی. به بازی کردن بی‌هدف با اشیاء اشاره دارد، معمولاً زمان اضطراب یا حوصله‌سررفتن؛ بسیار نزدیک به twiddle.

Informal. Indicates playing aimlessly with objects, often showing nervousness or boredom; very close to twiddle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000