twick

/twɪk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): twickedpast participle (مفعولی): twicked-ing (حال): twicking3rd (سوم): twicks

فعل — چین دادن

چین دادنپیچاندن خفیف

گرفتن یا پیچاندن سریع و جزئی؛ پیچش ملایم.

To give a slight, quick pinch or tweak; to twist mildly.

«او دستش را به‌صورت بازیگوشانه چنگ زد.»

She twicked his arm playfully.

«سیم تحت فشار کمی چرخید.»

The wire twicked under pressure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tweakپیچاندن

غیررسمی. معنی مشابه؛ 'twick' کمتر رایج و ممکن است محلی باشد.

Informal. Similar meaning; 'twick' is less common and may be dialectal or slang.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000