در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تنها یا بدون همراه بودن، بدون حضور دیگران.
Not accompanied by anyone else; alone or without company.
«کودک بدون همراه در دروازه منتظر بود.»
“The unaccompanied child was waiting at the gate.”
«مسافرانی که به تنهایی سفر میکنند باید قوانین ویژهای را رعایت کنند.»
“Passengers traveling unaccompanied must follow special rules.”
رایج. وقتی تأکید روی تنها بودن است قابل جایگزینی هستند؛ برای مثال «او تنها در اتاق بود» شبیه به «او بدون همراه در اتاق بود» است. برای حضور انفرادی کاربرد وسیع دارد.
Common. Generally interchangeable when emphasizing being by oneself — e.g., 'He was alone in the room' works similarly to 'He was unaccompanied in the room'. Used broadly for solitary presence.
رسمی یا فنی. عمدتاً در هنر یا اجرا به کار میرود، مثلاً «پرواز انفرادی» یا «اجرای انفرادی». معمولاً در مکالمه روزمره درباره همراهی استفاده نمیشود.
Formal or technical. Used mainly in artistic or performance contexts, e.g., 'a solo flight' or 'performing solo'. Not typically used in everyday contexts for companionship.