unavenged

un·a·venged/ˌʌnəˈvɛndʒd/
un-notavengedtaken revenge
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unavengedsuperlative (عالی): most unavenged

صفت — بی‌انتقام

بی‌انتقامجبران نشده

بدون دریافت انتقام یا عدالت برای ظلم یا جراحت.

Not having received revenge or justice for a wrong or injury.

«جرم برای سال‌ها بی‌انتقام باقی ماند.»

The crime remained unavenged for years.

«آنها به دنبال عدالت برای مرگ‌های جبران نشده بودند.»

They sought justice for the unavenged deaths.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000