unbury

un·bury/ʌnˈbɛri/
un-reverse actionburyto put underground
verb (فعل)formalpast (گذشته): unburiedpast participle (مفعولی): unburied-ing (حال): unburying3rd (سوم): unburies

فعل — کندن

کندنبیرون آوردن از خاک

کندن و بیرون آوردن چیزی که دفن شده؛ آشکار کردن چیز دفن شده.

To dig up or remove from burial underground; to expose something buried.

«آن‌ها تصمیم گرفتند کپسول زمان را پس از ده سال بیرون بیاورند.»

They decided to unbury the time capsule after ten years.

«باستان‌شناسان اشیای باستانی را کَندن.»

The archaeologists unburied ancient artifacts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhumeکندن جسد

رسمی. به طور خاص به کندن جسد یا شیء دفن‌شده اشاره دارد؛ مشابه unbury.

Formal. Specifically refers to digging up a corpse or buried object; similar to 'unbury'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000