unbuckled

un·buck·led/ʌnˈbʌkld/
un-reverse actionbuckledfastened with a buckle
adjective (صفت)common

صفت — باز شده

باز شدهبازکرده سگک

که با سگک بسته یا محکم نشده باشد.

Not fastened or secured with a buckle.

«او کمربند را باز گذاشت.»

She left the belt unbuckled.

«مطمئن شو تسمه باز نشده باشد.»

Make sure the strap is not unbuckled.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000