unbrick

un·brick/ʌnˈbrɪk/
un-reverse actionbricka block of baked clay
verb (فعل)technicalpast (گذشته): unbrickedpast participle (مفعولی): unbricked-ing (حال): unbricking3rd (سوم): unbricks

فعل — بازگردانی دستگاه

بازگردانی دستگاهرفع آجر شدن

برگرداندن دستگاه الکترونیکی به حالت قابل استفاده پس از خراب شدن کامل یا «آجر شدن».

To reverse a 'bricking' in electronics; to restore a device from being unusable or 'bricked'.

«او بعد از به‌روزرسانی ناموفق توانست گوشی‌اش را تعمیر کند.»

He managed to unbrick his phone after the failed update.

«رفع آجر شدن دستگاه به نرم‌افزار تخصصی نیاز دارد.»

Unbricking a device requires specialized software.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restoreبازگردانی

رایج. وقتی اشاره به تعمیر یا بازگردانی عملکرد باشد، مخصوصاً دستگاه‌های الکترونیکی قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when fixing or bringing back to functionality, especially electronic devices.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000