unbraid

un·braid/ʌnˈbreɪd/
un-reverse actionbraidto weave strands together
verb (فعل)commonpast (گذشته): unbraidedpast participle (مفعولی): unbraided-ing (حال): unbraiding3rd (سوم): unbraids

فعل — باز کردن بافت

باز کردن بافتباز کردن رشته‌ها

بازکردن یا جدا کردن بافت مو یا رشته‌های بافته شده.

To undo or unweave a braid or woven strands.

«او با حوصله موهای گره‌خورده را باز کرد.»

She patiently unbraided the tangled hair.

«صنعتگر طناب را باز کرد تا تعمیرش کند.»

The artisan unbraided the rope to repair it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unweaveباز کردن بافت

رسمی. تقریباً مترادف است وقتی به بازکردن ماده یا موهای بافته شده اشاره دارد.

Formal. Almost synonymous when referring to undoing woven material or hair braids.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000