در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(بطری را) باز کردن.
Open (a bottle).
«او تلاش کرد تا شراب قدیمی را از بطری خارج کند.»
“He struggled to unbottle the old wine.”
«بیایید برای جشن کمی شامپاین باز کنیم.»
بسیار رایج. مستقیماً قابل تعویض و بسیار رایجتر است. 'باز کردن یک بطری' عبارت روزمره است. 'Unbottle' اغلب به صورت استعاری یا برای تأکید استفاده میشود.
Very common. Directly interchangeable and much more common. 'Open a bottle' is the everyday phrase. 'Unbottle' is often used metaphorically or for emphasis.
رایج. برای بطریهای دارای چوب پنبه قابل تعویض است. 'درآوردن چوب پنبه بطری شراب' کار میکند، 'باز کردن نوشابه' معمولاً به چوب پنبه اشاره ندارد.
Common. Interchangeable when the bottle has a cork. 'Uncork a wine bottle' works, 'unbottle a soda' does not usually imply a cork.
(چیزی که قبلاً سرکوب یا مهار شده بود) را رها کردن.
Release (something previously suppressed or contained).
«او بالاخره احساساتش را رها کرد.»
“She finally unbottled her feelings.”
«ناراحتکننده است که تمام آن خشم را یکجا رها کنی.»
“It's unhealthy to unbottle all that anger at once.”
رایج. مستقیماً قابل تعویض. 'رها کردن احساسات' به خوبی کار میکند.
Common. Directly interchangeable. 'Release emotions' works well.
رایج. برای اشاره به ابراز احساسات شدید یا خشم قابل تعویض است. 'خالی کردن ناامیدیها' کار میکند، مشابه 'بیرون ریختن احساسات'.
Common. Interchangeable when referring to expressing strong feelings or anger. 'Vent one's frustrations' works, similar to 'unbottle one's feelings'.