unbroke

un·broke/ʌnˈbroʊk/
un-notbrokedamaged or not working
adjective (صفت)common

صفت — نشکسته

نشکستهسالم

نخورده؛ سالم و قابل استفاده.

Not broken; intact and functional.

«بعد از افتادن، گلدان نشکسته باقی ماند.»

After the fall, the vase remained unbroke.

«دستگاه را با احتیاط نگه دارید تا نشکند.»

Keep the device unbroke by handling it carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intactصحیح و سالم

رایج. معنی بسیار مشابه با تأکید بر کامل بودن بدون آسیب.

Common. Very similar meaning emphasizing completeness without damage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000