unbriefed

un·briefed/ʌnˈbriːft/
un-notbriefedinformed or given summary information
adjective (صفت)formal

صفت — اطلاع ندادن

اطلاع ندادندستور ندادن

بدون دریافت دستورالعمل یا اطلاعات قبلی؛ مطلع نشده.

Not given instructions or information beforehand; not briefed.

«تیم قبل از بازرسی ناگهانی مطلع نشده بود.»

The team was unbriefed before the surprise inspection.

«انجام دادن کار بدون اطلاع قبلی آن را دشوارتر کرد.»

Going unbriefed made the task more challenging.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uninformedآگاه‌نشده

رایج. معنی مشابه هنگام اشاره به عدم دریافت اطلاعات.

Common. Similar meaning when referring to not being provided with information.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000