unburdening

un·bur·den·ing/ʌnˈbɜːrdənɪŋ/
un-removalburdenload or stress-ingpresent participle
noun (اسم)formal

اسم — رهایی از بار

رهایی از بارتخلیه روانی

عمل سبک کردن بار یا استرس کسی؛ به اشتراک گذاشتن مشکلات برای احساس راحتی.

The act of relieving someone from a load or stress; sharing troubles to feel lighter.

«رهایی از نگرانی‌هایش به او کمک کرد بهتر بخوابد.»

Unburdening his worries helped him sleep better.

«جلسه درمانی تجربه‌ای برای تخلیه روانی بود.»

The therapy session was an unburdening experience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reliefتسکین

رایج. معنی مشابه هنگام احساس تسکین یا برداشتن استرس یا مسئولیت.

Common. Similar meaning when feeling alleviation or removal of stress or responsibility.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000