unburied

un·buried/ʌnˈbɛrid/
un-notburiedcovered with earth
adjective (صفت)common

صفت — نجانده شده

نجانده شدهدفن نشده

پوشیده یا پنهان نشده زیر زمین؛ آشکار یا بالای زمین باقی مانده.

Not covered or hidden underground; exposed or left above ground.

«گنج دفن‌نشده در غار پیدا شد.»

The unburied treasure was found in the cave.

«جسد روزها بدون دفن باقی ماند.»

The body was left unburied for days.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exposedآشکار

رایج. مشابه وقتی چیزی آشکار یا بدون پوشش باقی مانده است.

Common. Similar when something is left visible or uncovered.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000