uncollected

un·col·lect·ed/ʌnˈkəˌlɛktɪd/
un-notcollectedcalm and composed
adjective (صفت)common

صفت — نامتمرکز

نامتمرکزپریشان

آرام یا متمرکز نبودن؛ احساس پریشانی یا حواس‌پرتی داشتن.

Not calm or composed; feeling unsettled or distracted.

«او در جلسه نامتمرکز به نظر می‌رسید.»

He appeared uncollected during the meeting.

«افکار پراکنده‌اش باعث اشتباه شد.»

Her uncollected thoughts led to mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distractedپریشان

رایج. وقتی به نداشتن تمرکز یا آرامش اشاره دارد قابل جایگزین است.

Common. Interchangeable when referring to lack of focus or calm.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000