در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
آرام یا متمرکز نبودن؛ احساس پریشانی یا حواسپرتی داشتن.
Not calm or composed; feeling unsettled or distracted.
«او در جلسه نامتمرکز به نظر میرسید.»
“He appeared uncollected during the meeting.”
«افکار پراکندهاش باعث اشتباه شد.»
“Her uncollected thoughts led to mistakes.”
رایج. وقتی به نداشتن تمرکز یا آرامش اشاره دارد قابل جایگزین است.
Common. Interchangeable when referring to lack of focus or calm.