unfitness

un·fit·ness/ʌnˈfɪtnəs/
un-notfitsuitable, healthy-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — عدم تناسب

عدم تناسبناتوانی

حالت یا کیفیت ناسازگاری، ناسالم یا عدم تناسب.

The state of being unsuitable, unhealthy, or not fit.

«عدم تناسب او برای کار واضح بود.»

His unfitness for the job was obvious.

«عدم تناسب ممکن است به علت بیماری یا آسیب رخ دهد.»

Unfitness can result from illness or injury.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unsuitabilityناسازگاری

رسمی. به معنای نبود تناسب.

Formal. Denotes lack of fitness or appropriateness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000