uninspired

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·in·spired/ˌʌnɪnˈspaɪərd/
un-notinspiredfilled with inspiration
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more uninspiredsuperlative (عالی): most uninspired

صفت — بی‌انگیزه

بی‌انگیزهبی‌خلاقیت

فاقد خلاقیت، شور یا نوآوری.

Lacking creativity, enthusiasm, or originality.

«آن نقاشی کسل‌کننده و بی‌انگیزه به نظر می‌رسید.»

“The painting seemed dull and uninspired.”

«سخنرانی او بی‌خلاقیت و خسته‌کننده بود.»

“His speech was uninspired and boring.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000