unmatched

un·matched/ʌnˈmætʃt/
un-negation / notmatchedpaired or equal
adjective (صفت)common

صفت — بی‌همتا

بی‌همتابی‌نظیربی‌رقیب

بی‌همتا؛ بی‌نظیر یا بدون رقیب.

Having no equal; incomparable or unparalleled.

«مهارت او در صنعت بی‌همتاست.»

Her skill is unmatched in the industry.

«این رویداد موفقیتی بی‌نظیر بود.»

The event was an unmatched success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unequalledبی‌نظیر

رسمی. یعنی بدون رقیب و همتا، مترادف unmatched.

Formal. Means without equal or rival, synonymous with unmatched.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000