unnoticed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·no·ticed/ʌnˈnoʊtɪst/
un-not / negationnoticeto observe or become aware-edpast participle or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — بی‌توجه

بی‌توجهنادیده گرفته شده

دیده نشده یا مورد توجه قرار نگرفته

Not observed or detected; unseen or ignored.

«او بدون اینکه کسی متوجه شود از اتاق خارج شد.»

“She left the room unnoticed by everyone.”

«جزئیات کوچک نادیده باقی ماند.»

“The small detail remained unnoticed.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
ignored— نادیده گرفته شده

رایج در صحبت روزمره، یعنی عمدی یا غیرعمدی توجه نکردن و اغلب قابل تعویض است.

Common in everyday speech. Means deliberately or unconsciously not paying attention, often interchangeable.

overlooked— نادیده گرفته شده

رسمی یا خنثی، معمولاً برای فراموش کردن یا نادیده گرفتن سهوی به کار می‌رود.

Formal or neutral. Often used for missing something by accident or mistake.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000