unowned

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·owned/ʌnˈoʊnd/
un-negation / notownedpossessed or belonged to someone
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unownedsuperlative (عالی): most unowned

صفت — بی‌مالک

بی‌مالکمتعلق به کسی نیست

متعلق به هیچ کسی نیست؛ بدون مالک.

Not owned by anyone; without an owner.

«زمین بدون مالک برای سکونت آزاد بود.»

“The unowned land was open for settlement.”

«چند سگ بدون صاحب و ولگرد یافت شدند.»

“Several dogs were found unowned and stray.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000