unpacked

un·packed/ʌnˈpækt/
un-reverse actionpackto put into a container
adjective (صفت)common

صفت — بازنشده

بازنشدهآن‌بسته

هنوز از داخل ظرف یا چمدان بیرون نیامده؛ برعکس packed.

Not yet taken out of a container or suitcase; opposite of packed.

«چمدان هنوز بازنشده است.»

The suitcase remains unpacked.

«او جعبه‌ها را بازنکرده گذاشت.»

He left the boxes unpacked.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unloadedخالی شده

رایج. یعنی از بار یا ظرف خارج شده، معنی نزدیک دارد.

Common. Means removed from a load or container, close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000