unpaid

un·paid/ʌnˈpeɪd/
un-negation / notpaidhaving received payment
adjective (صفت)common

صفت — بدون حقوق

بدون حقوقپرداخت‌نشده

پرداخت نشده؛ بابت کار یا خدمات پول دریافت نشده است.

Not having been given payment for work or services.

«او ساعت‌های زیادی بدون حقوق کار کرد.»

She worked many unpaid hours.

«صورتحساب‌های پرداخت‌نشده می‌توانند مشکل‌ساز شوند.»

Unpaid bills can cause problems.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000