در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پیشرفتکننده یا تمایل به پیشرفت ندارد؛ مقاوم در برابر ایدههای جدید یا تغییرات اجتماعی.
Not progressing or tending to progress; resistant to new ideas or social change.
«شرکت به دلیل رویکرد غیرپیشرو خود به فناوری مورد انتقاد قرار گرفت.»
“The company was criticized for its unprogressive approach to technology.”
«دیدگاههای غیرپیشرو او درباره برابری جنسیتی قدیمی بود.»
“His unprogressive views on gender equality were outdated.”
روزمره. مستقیمترین مترادف، اشاره به کسی که در برابر تغییر مقاوم است و ارزشهای سنتی را ترجیح میدهد. 'دیدگاههای محافظهکار اغلب غیرپیشرو هستند.'
Everyday. The most direct synonym, referring to someone resistant to change and preferring traditional values. 'Conservative views are often unprogressive.'
رایج. میتواند به معنای عقب ماندن از زمان از نظر توسعه یا ایدهها باشد، اغلب با مفهوم منفی. 'سیاستهای آنها عقبمانده و غیرپیشرو به نظر میرسید.'
Common. Can imply being behind the times in terms of development or ideas, often with a negative connotation. 'Their policies seemed backward and unprogressive.'