unremembered

un·re­mem­bered/ˌʌnrɪˈmɛm·bərd/
un-notrememberedkept in memory
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unrememberedsuperlative (عالی): most unremembered

صفت — فراموش‌شده

فراموش‌شدهیاد نشده

که در ذهن نگه داشته نشده یا به خاطر نیامده باشد؛ فراموش‌شده یا ناشناخته.

Not kept in memory or recalled; forgotten or unknown.

«رویدادهای فراموش‌شده از تاریخ محو شدند.»

The unremembered events faded from history.

«او مانند چهره‌ای فراموش‌شده در جمع بود.»

He felt like an unremembered face in the crowd.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000