در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
که در ذهن نگه داشته نشده یا به خاطر نیامده باشد؛ فراموششده یا ناشناخته.
Not kept in memory or recalled; forgotten or unknown.
«رویدادهای فراموششده از تاریخ محو شدند.»
“The unremembered events faded from history.”
«او مانند چهرهای فراموششده در جمع بود.»
“He felt like an unremembered face in the crowd.”