unsupervised

un·su·per·vised/ˌʌnsuːpərˈvaɪzd/
un-negation / notsupervisedbeing watched or controlled
adjective (صفت)formal

صفت — غیرمراقبتی

غیرمراقبتیبدون نظارت

تحت نظر یا کنترل کسی قرار نداشتن

Not being watched or controlled by someone responsible.

«بچه‌ها بدون نظارت در حیاط بازی می‌کردند.»

Children were playing unsupervised in the yard.

«آزمایش بدون نظارت انجام شد.»

The experiment was carried out unsupervised.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unwatchedدیدن‌نشده

غیررسمی. معنای مشابه ولی کمتر رسمی، در مکالمات روزمره کاربرد دارد.

Informal. Similar meaning but less formal. Used in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000