در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهنحوی که غیرقابل تصور یا تفکر باشد.
In a way that is unimaginable or impossible to conceive.
«کار بهطرز غیرقابل تصوری سخت بود.»
“The task was unthinkably difficult.”
«او بهشکلی ناممکن رفتار کرد.»
“He behaved unthinkably badly.”