adjective (صفت)common
صفت — درماننشده
درماننشدهمداوا نشده
دچار بیماری یا مشکلی که هنوز درمان یا رسیدگی درباره آن نشده باشد.
Not having received medical or any kind of treatment or care.
«او با عفونت درماننشده پیدا شد.»
“He was found with an untreated infection.”
«چوبی که درمان نشده بود، سریع در بیرون پوسید.»
“The untreated wood rotted quickly outdoors.”
تفاوت با واژههای مشابه
untended— رسیدگی نشده
روزمره. بیشتر به فقدان رسیدگی برای زخمها یا گیاهان اشاره دارد. در بافت پزشکی همیشه جایگزین untreated نیست.
Everyday. Emphasizes lack of care or attention, often for wounds or plants. Related but not always interchangeable with untreated in medical contexts.