upstage

up·stage/ʌpˈsteɪdʒ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): upstagedpast participle (مفعولی): upstaged-ing (حال): upstaging3rd (سوم): upstages

فعل — تحت‌الشعاع قرار دادن

تحت‌الشعاع قرار دادن

جلب توجه کردن به گونه‌ای که دیگران کمتر دیده شوند، به خصوص در صحنه یا موقعیت اجتماعی.

To draw attention away from someone else, especially by overshadowing them.

«در طول نمایش، توجه را از بازیگر اصلی ربود.»

She upstaged the main actor during the play.

«در جلسه توجه را از همکارانت بگیر.»

Don’t upstage your colleagues at the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overshadowتحت‌الشعاع قرار دادن

رایج. معنی مشابه؛ در بافت اجرا یا اجتماعی قابل تعویض است.

Common. Similar meaning; can replace in performance or social contexts.

2adverb (قید)formal

قید — بالا صحنه

بالا صحنهقسمت عقب صحنه

در یا به سمت عقب صحنه (بخشی که دورترین فاصله را از تماشاچی دارد).

At or toward the back of a stage (the area farthest from the audience).

«بازیگران برای تغییر صحنه به عقب صحنه رفتند.»

The actors moved upstage to change the scenery.

«او در طول مونولوگ خود در بالای صحنه ایستاد.»

He stood upstage during his monologue.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000