upturned

up·turned/ʌpˈtɜrnd/
up-upwardturnto rotate or move
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more upturnedsuperlative (عالی): most upturned

صفت — برگردانده شده رو به بالا

برگردانده شده رو به بالابه سمت بالا چرخیده

به سمت بالا یا برعکس چرخیده بودن، معمولاً برای توصیف شکل یا سطح.

Turned upward or inside out, often describing shapes or surfaces.

«او بینی برگشته به بالا داشت.»

She had an upturned nose.

«بدنه برگشته به بالا قایق دیده می‌شود.»

The boat's upturned hull is visible.

تفاوت با واژه‌های مشابه
invertedوارونه

رسمی. برگرداندن شدید یا کامل؛ گاهی قابل تعویض.

Formal. More severe or complete turning; sometimes interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000