uselessly

use·less·ly/ˈjuːslɪslɪ/
useto employ for a purpose-lesswithout-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): uselessposition (جایگاه): end

قید — بی‌فایده

بی‌فایدهبه‌صورت بی‌اثر

به گونه‌ای که بی‌فایده یا بی‌اثر است؛ بدون نتیجه.

In a way that has no use or effect; without success.

«او بی‌فایده تلاش کرد ماشین خراب را درست کند.»

He tried uselessly to fix the broken machine.

«او بی‌فایده منتظر تماس بود که هرگز نیامد.»

She waited uselessly for a call that never came.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000