ventriloquism

ven·tril·o·quism/vɛnˈtrɪl.ə.kwɪ.zəm/
ventri-belly or abdomenloquismspeaking
noun (اسم)formal

اسم — کف سخنرانی

کف سخنرانیفن شکم‌زبانیکف عروسکی

هنر صحبت کردن بدون حرکت دادن لب‌ها به گونه‌ای که صدا از مکان دیگری بیاید، معمولاً با عروسک.

The art of speaking without moving the lips, making it seem that the voice comes from elsewhere, often a puppet.

«سال‌ها هنر شکم‌زبانی را تمرین کرد.»

He practiced ventriloquism for years.

«شکم‌زبانی نیازمند کنترل دقیق لب‌هاست.»

Ventriloquism requires good lip control.

تفاوت با واژه‌های مشابه
puppetryعروسک‌گردانی

هنر مرتبط؛ عروسک‌گردانی، ولی شکم‌زبانی تکنیک کلامی است.

Related art form; involves controlling puppets, but ventriloquism is specifically speaking technique.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000