در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دستگاهی که با دم و بازدم هوا به فرد کمک میکند نفس بکشد
A machine that helps someone breathe by moving air into and out of the lungs
«بیمار را در بخش مراقبتهای ویژه به دستگاه تنفس وصل کردند.»
“The patient was put on a ventilator in the ICU.”
«ونتیلاتورها برای بیماریهای شدید تنفسی حیاتیاند.»
“Ventilators are critical for severe respiratory illnesses.”