ventilatory

ven·ti·la·to·ry/ˈvɛntɪləˌtɔːri/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more ventilatorysuperlative (عالی): most ventilatory

صفت — تنفسی

تنفسیتهویه‌ای

مرتبط با فرآیند تهویه یا تنفس یا کمک‌کننده به آن.

Related to or assisting the process of ventilation or breathing.

«پشتیبانی تهویه برای بیماران با نارسایی تنفسی ضروری است.»

Ventilatory support is crucial for patients with respiratory failure.

«مطالعه روی عملکرد تنفسی در هنگام ورزش تمرکز داشت.»

The study focused on ventilatory function during exercise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
respiratoryتنفسی

رایج. واژه‌ای کلی در رابطه با تنفس؛ 'ventilatory' مخصوص فرآیند تهویه است.

Common. Broad term related to breathing; 'ventilatory' is more specific to ventilation process.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000