verboten

ver·bo·ten/vɜːrˈboʊtən/
adjective (صفت)formal

صفت — ممنوع

ممنوعقاون‌شکنانه

ممنوع توسط قانون، قوانین یا آداب اجتماعی، به‌ویژه به طور سختگیرانه یا رسمی.

Forbidden by law, rules, or social custom, especially in a strict or formal way.

«سیگار کشیدن در این ساختمان ممنوع است.»

Smoking is verboten in this building.

«رفتار او از نظر جامعه ممنوع شمرده شد.»

His behavior was considered verboten by society.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forbiddenممنوع

متداول. اغلب برای توصیف چیزی که مجاز نیست، به کار می‌رود، شبیه به 'verboten'.

Common. Used broadly to describe something not allowed, similar in meaning to 'verboten'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000