در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی آب معدنی که اغلب از منطقه ویشی در فرانسه میآید.
A type of mineral water that often comes from the Vichy commune in France.
«او یک بطری آب ویشی سفارش داد.»
“She ordered a bottle of Vichy water.”
«ویشی به خاطر چشمههای آب معدنی درمانیاش شناخته شده است.»
“Vichy is known for its therapeutic mineral springs.”
دولت دستنشاندهای در فرانسه که در ویشی و در طول جنگ جهانی دوم تأسیس شد.
A collaborationist government of France established in Vichy during World War II.
«دولت ویشی با آلمان نازی همکاری میکرد.»
“The Vichy government cooperated with Nazi Germany.”
«بسیاری از شهروندان فرانسوی با رژیم ویشی مخالف بودند.»
“Many French citizens opposed the Vichy regime.”