viewing

view·ing/ˈvjuː.ɪŋ/
viewto look at-ingpresent participle / continuous aspect
noun (اسم)common

اسم — تماشا

تماشادیدن

عمل نگاه کردن به چیزی، به ویژه نمایش یا نمایشگاه.

The act of looking at or watching something, especially a show or exhibition.

«تماشای نمایشگاه هنر از ظهر شروع می‌شود.»

The viewing of the art exhibit begins at noon.

«آنها بازدید از خانه را برای فردا برنامه‌ریزی کردند.»

They scheduled a viewing of the house for tomorrow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
watchingتماشا کردن

رایج. بیشتر بر توجه فعال در طول زمان تاکید دارد.

Common. Emphasizes active attention over a period.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000