vividly

viv·id·ly/ˈvɪvɪdli/
vividintensely bright or clear-lyforms an adverb
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): vividposition (جایگاه): end

قید — به وضوح

به وضوحبه روشنیزنده

به صورتی که تصاویر یا احساسات واضح و قوی ایجاد می‌کند

in a way that produces clear, strong, and detailed images or feelings

«او صحنه را به روشنی توصیف کرد.»

He vividly described the scene.

«او آن رویداد را زنده به خاطر می‌آورد.»

She recalls the event vividly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brightlyروشن

رایج. می‌تواند مشابه باشد اما 'vividly' معمولا به تصویرهای ذهنی اشاره دارد نه نور واقعی.

Common. Can be similar but 'vividly' often refers to mental imagery rather than literal light.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000