در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورتی که تصاویر یا احساسات واضح و قوی ایجاد میکند
in a way that produces clear, strong, and detailed images or feelings
«او صحنه را به روشنی توصیف کرد.»
“He vividly described the scene.”
«او آن رویداد را زنده به خاطر میآورد.»
“She recalls the event vividly.”
رایج. میتواند مشابه باشد اما 'vividly' معمولا به تصویرهای ذهنی اشاره دارد نه نور واقعی.
Common. Can be similar but 'vividly' often refers to mental imagery rather than literal light.